خدااااا ..................... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
---------------------------------------------------------------------
دلشکسته به خدا قسم که قصد شکستن دل پاک و آسمونیتو نداشتم اگه تو
یا هر کس دیگه منو دوست داره از خدا برام مرگ طلب کنه که مرگ
بهترین هدیه ای که تو این حال میشه به من داد.
--------------------------------------------------------------------- سلام ای زمین.....
من "مجید" جسمی از جنس تو دارم اما دلم نه مال توست و نه از جنس
تو؛ولی به من بگو..........
چرا ساکنانت چنین اند..!!؟ گویند که عاشق هستند اما کدامین کس
معشوق خود را این گونه می آزارد.
معشوق منم؛اما سخت در عجبم که چرا مدعیان عاشقی مرا تنها برای
خود می خواهند .دلشکسته را عاشق افلاکی دانم که مرا برای من می
خواهد وسهم خود را از من شاد بودن من می داند.
ای باد ها..........
ای قاصدک ها..........
وای فرشتگان زمینی ........
به آن عاشق خفته برسانید؛ ِاشک گونه های معشوق را سوزانده است و
حال که تو دستانت را از گونه های من دریغ می کنی آگاه باش که این
معشوق گریان محتاج دستان دل شکسته است .
یا رب تو که مرا این همه عاشقان دادی
حکیم دانمت که خودهم دوچشم گریان دادی
گر قدر بود که رعنا دردل متروکم نشیند
ندانم که چرا کلید دل به نازنین،دستان دادی
ای مردم خدا را بگویید این همه غم کم بود که به مجید غمی چون
کربلا دادی...!!!؟؟؟
عزیزان کاش می دانستید که چه اندازه محتاج گوش هایی هستم که
صدایم را بشنوند و چشمانی که نگاهم را بفهمد و شاید دلی نزدیک به
دل من تا شاید بتوانم لحظه ای هر چند کوتاه آرام بگیرم.
(مجید)
---------------------------------------------------------------------
ای داشکسته حال که جای صدا بغضی سخت در گلو دارم
چگونه از عشقت به آسمان فریاد کشم......؟؟؟
من هم در این گوشه چون تو غمگین و تنهایم . افسوس که من و تو
همچو سرو بی صدا و سبز می خشکیم تا بعد مرگمان کسی درکمان
نخواهد کرد.کاش کسی به یاد بیاورد که در کتاب های بچه گی می
آموختند "درختان به ما زندگی می دهند"
هر چند که شاخ و برگمان از هم دور است است اما ریشه هایمان به
هم گره خورده.
به امید دنیای بعد مرگ نفس خواهیم کشید (مجید)
|
+| نوشته شده توسط زانيار و رايكا در سه شنبه 7 آبان1387 ساعت تنهايي17:54
|